ployer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\plwa.je\/

Conjugaison du verbe ployer

فعل

  1. خم کردن؛ خم شدن.
  2. چیزی را با تا کردن، لوله کردن یا بسته‌بندی مرتب کردن.
  3. خم شدن؛ انحنا یافتن.
  4. تسلیم شدن.
  5. عقب‌نشینی در برابر نیروی برتر.

مثال‌ها