pis

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · اسم · حرف ربط · صوت · /\pi\/

قید

  1. (قدیمی) بدتر، به شکلی نامطلوب‌تر (صورت تفضیلیِ قیدِ mal).

اسم

  1. پستان دام شیرده (گاو، میش و مانند آن).
  2. پستان زن.
  3. سرپستان، نوک پستان دام.
  4. بخشی از گوشت گاو شامل سینه و سردست.

حرف ربط

  1. و، سپس (در لحن محاوره به جای puis).

صوت

  1. پاسخی به یک حرف که نشان‌دهنده بی‌تفاوتی یا پذیرش مغرورانه آن واقعیت است (خب که چی؟ / به درک!).

مثال‌ها