mettre un bémol

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɛ.tʁ‿œ̃ be.mɔl\/

فعل

  1. تعدیل ادعا، ملایم کردن سخنان، کاهش خواسته‌ها

مثال‌ها