moder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\mɔ.dɛʁ\/

Conjugaison du verbe moder

فعل

  1. نصب یا ساخت ماد (تغییردهنده بازی یا نرم‌افزار).

اسم

  1. نوعی هوموس میانی بین مال و مور با تجزیه کند مواد آلی و حضور زیاد قارچ

مثال‌ها