leu
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\lø\/
اسم
یکای پولِ رومانی، بخششده به ۱۰۰ بانی.
یکای پولِ مولداوی، بخششده به ۱۰۰ بانی.
مثالها
La population va jusqu’à préférer le rouble au leu.
—
جمعیت حتی روبل را به لو ترجیح میدهد.
Mots liés
Loup
leucocyte
leucoderme
leucoplaste
leucorrhée
leucorrhées
leude
leukophobie
leur
leur
leur
leurre
leurrer
leurs
leurs
Leuven
lev
leva
levage
levain
Leval
Leval-Trahegnies
levant
levant
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی