Bor
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\bɔʁ\/
اسم
خدای دوران باستان در اساطیر نورس، پسر بوری و پدر اودین
Mots liés
bora
boraginacées
Borain
borate
borax
borborygme
bord
bord à bord
bord à bord
bord de Plateau
bordage
borde
bordé
bordeaux
bordeaux
bordée
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی