se heurter à un mur d’incompréhension

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə œʁ.te.ʁ‿a œ̃ myʁ d‿ɛ̃.kɔ̃.pʁe.ɑ̃.sjɔ̃\/

فعل

  1. به چنان آدم زبان نفهمی برخوردن که هیچ کاری در قبال او نتوان کرد