algo
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\al.ɡo\/
اسم
الگوریتم.
درس الگوریتم (در زبان دانشجویان).
مثالها
Connais-tu un bon algo pour résoudre ce problème ?
—
الگوریتم خوبی برای حل این مسئله میشناسی؟
Faut qu’je file à mon cours d’algo, salut !
—
باید به کلاس الگویم بروم، خداحافظ!
Mots liés
algologie
algonquin
algonquin
Algonquins
algorithme
algorithmie
algorithmique
algorithmique
alguazil
algue
alias
alias
alibi
alibile
aliboron
alicate
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی