œuf-coque
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\œf.kɔk\/
اسم
تخممرغ آبپز نرم.
تخممرغ تازه مناسب پختن به صورت آبپز نرم.
Mots liés
œuf à la coque
œufs
œuvé
œuvre
œuvre de chair
œuvrer
œuvres
œuvres serviles
œuvres vives
Δ
ρ
τ
φ
€
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی