Calédonie
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ka.le.do.ni\/
اسم
اسکاتلند.
مثالها
Quatre pierres couvertes de mousse marquent sur les bruyères de la Calédonie la tombe des guerriers de Fingal.
—
چهار سنگ پوشیده از خزه بر بوتهزارهای کالدونی گور جنگجویان فینگال را نشان میدهند.
Mots liés
calée
calées
calées
caléfaction
calembour
calembredaine
calencher
calende
calendes
calendos
calendrier
caler
cales
calés
calfat
calfatage
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی