objectivement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ɔb.ʒɛk.tiv.mɑ̃\/

قید

  1. به‌طور عینی، بی‌طرفانه و مستقل از ذهنیت ناظر.
  2. به‌طور ملموس، به صورت عینی.

مثال‌ها