vraisemblablement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\vʁɛ.sɑ̃.bla.blə.mɑ̃\/

قید

  1. ظاهراً؛ طبق ظاهر
  2. به صورتی که باور ایجاد کند

مثال‌ها