vriller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\vʁi.je\/

Conjugaison du verbe vriller

فعل

  1. به دور خود چرخیدن، پیچ خوردن.
  2. (ورزش) پاس چرخشی دادن (توپ را در حال چرخش پرتاب کردن).
  3. به دور خود پیچیدن.
  4. با مته سوراخ کردن.
  5. (مجازی) سوراخ کردن از شدت درد؛ مته روی اعصاب رفتن.
  6. با نگاه سوراخ کردن، خیره و نافذ نگاه کردن.
  7. (عامیانه) از کوره در رفتن، قاطی کردن، کنترل از دست دادن.

اسم

  1. سازنده مته و دیگر ابزارهای کوچک آهنی یا فولادی

مثال‌ها