jauge

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʒoʒ\/

اسم

  1. ابزار اندازه‌گیری، گیج
  2. خط‌کش مدرج برای اندازه‌گیری حجم ظرف
  3. نشانگر، درجه (مثل آمپر بنزین)
  4. پیمانه آب، دستگاه اندازه‌گیری دبی آب
  5. شابلون، خط‌کش الگو
  6. نوار مدرج برای اندازه‌گیری ضخامت طناب
  7. سنسور اندازه‌گیری، گیج فشار یا کرنش‌سنج
  8. تنظیم‌کننده عمق شخم در گاوآهن
  9. گنجایش، ظرفیت استاندارد یک ظرف
  10. ظرفیت سالن، تعداد صندلی‌ها
  11. حجم یا محتوای یک دوره آموزشی
  12. مقدار گاز موجود در یک حجم
  13. حجم اطلاعات ذخیره‌شده در یک فایل
  14. وضعیت نسبی عناصر در یک سیستم فیزیکی (پیمانه/گیج)
  15. اندازه‌گیری برای محاسبه حجم
  16. فاصله شخم، پهنای شیار شخم
  17. ظرفیت بارگیری کشتی تجاری (تناژ)
  18. گنجایش بشکه شراب
  19. استفاده از این اندازه‌گیری
  20. گودال موقت برای نگهداری گیاهان (خاک‌چال)
  21. مالیات بر فروش شراب و نوشیدنی‌ها (در گذشته)
  22. میله آهنی دسته‌دار برای جابجایی سندان یا قطعات بزرگ آهن

مثال‌ها