jaune

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ʒon\/

صفت

  1. زرد
  2. سندیکاهایی مخالف اعتصاب و رویارویی با کارفرما

اسم

  1. باید؛ بدهکارم
  2. رنگدانه زرد
  3. گفتن
  4. از بر خواندن
  5. نقل کردن؛ تعریف کردن
  6. اعتراض کردن؛ ایراد گرفتن
  7. بدگویی کردن؛ غیبت کردن
  8. پیش‌بینی کردن
  9. دستور دادن؛ فرمان دادن

مثال‌ها