index

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.dɛks\/

اسم

  1. انگشت اشاره، سبابه؛ نزدیک‌ترین انگشت به شست که معمولاً برای اشاره کردن به کار می‌رود.
  2. نمایه؛ فهرستی که فهرست مطالب را کامل می‌کند و واژه‌های کلیدی متن را به ترتیب الفبا با ارجاع به جاهای اصلی‌شان می‌آورد.
  3. واژه‌نامه، فهرست واژگان؛ فهرست الفبایی واژگان ویژهٔ یک زبان، گویش یا نویسنده.
  4. فهرست کتاب‌های ممنوعه؛ فهرست رسمی کتاب‌هایی که کلیسای کاتولیک میان ۱۵۵۹ تا ۱۹۶۶ ممنوع کرده بود.
  5. عقربه؛ سوزنی سوار بر محور که نوکش روی صفحهٔ مدرج حرکت می‌کند.
  6. (ریاضی) اندیس؛ عدد طبیعی که جایگاه عضوی را در یک دنباله نشان می‌دهد.
  7. (رایانه) کلید؛ مقداری که عضوی را در ساختار دادهٔ دیکشنری مشخص می‌کند.
  8. (پایگاه داده) ایندکس، نمایه؛ ساختار داده‌ای برای دسترسی سریع به رکوردها بر پایهٔ یک کلید (مانند مقدار یک فیلد یا یک هش).
  9. (رایانه) نشانگر؛ وسیلهٔ سخت‌افزاری یا دیداری که جایگاه عنصر مورد نظر را هنگام پویش تصویر یا کار روی صفحه در حالت تعاملی نشان می‌دهد.

مثال‌ها