dialectique

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\dja.lɛk.tik\/

اسم

  1. روش استدلال دیالکتیکی؛ شیوه تحلیل تضادها
  2. استدلال منسجم برای متقاعد کردن طرف مقابل
  3. پویایی رابطه‌ای با تأثیر متقابل دو موضع

صفت

  1. مربوط به قوانین استدلال؛ دیالکتیکی

مثال‌ها