flottant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\flɔ.tɑ̃\/

صفت

  1. که شناور است
  2. گشاد، متحرک، موج‌دار
  3. نامطمئن، مردد، متغیر
  4. که پتانسیل آن نسبت به زمین ثابت نیست
  5. مقدار سهام شرکت‌های بورسی که ممکن است هر لحظه برای فروش عرضه شود
  6. مقدار چک‌ها یا اسناد که از حساب کسر شده اما هنوز به حساب دیگر واریز نشده
  7. در مورد کشتی‌ها و ماهی‌هایی که روی آب هستند

اسم

  1. بخشی از سهام شرکت بورسی که ممکن است هر لحظه برای فروش عرضه شود

مثال‌ها