fixeur de prix
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fik.sœʁ də pʁi\/
اسم
عامل اقتصادی با موقعیت غالب که قادر به تعیین قیمت در بخش خود است.
Mots liés
fixité
fjall
fjell
fjord
flabellé
flabellé
flabellée
flabelliforme
flaccidité
flache
flache
flacon
flag
flagellant
flagellant
flagellation
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی