fjell
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fjɛl\/
اسم
فلات سنگی فرسودهشده توسط یخچال
Mots liés
fjord
flabellé
flabellé
flabellée
flabelliforme
flaccidité
flache
flache
flacon
flag
flagellant
flagellant
flagellation
flageller
flageoler
flageolet
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی