flache

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\flɑʃ\/

اسم

  1. گودال آب، برکه.
  2. جای مرطوب، چاله آب.
  3. جای بدون پوست روی تنه درخت.
  4. نشان حک‌شده روی پوست درخت برای مشخص کردن درختان محفوظ.
  5. چوب کم‌شده در لبه قطعه اره‌شده.
  6. بخش کناری تخته چوب که پوست و چوب جوان دارد و با برش حذف می‌شود.
  7. فرورفتگی دایره‌ای شکل کنار جاده؛ چاله.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ flacher
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ flacher
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ flacher
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ flacher
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ flacher

مثال‌ها