flabellé
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · صفت · /\fla.bɛ.le\/
فعل
اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ flabeller
صفت
به شکل بادبزن
مثالها
Feuilles flabellées.
Mots liés
flabelliforme
flabellée
flaccidité
flache
flache
flacon
flag
flagellant
flagellant
flagellation
flageller
flageoler
flageolet
flagga
flagge
flagorner
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی