équilibrage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\e.ki.li.bʁaʒ\/

اسم

  1. عمل متعادل کردن یا ایجاد تعادل در یک مجموعه مکانیکی یا شبکه سیالات.
  2. تنظیم وضعیت هواپیما در پرواز مستقیم افقی برای رسیدن به تعادل مناسب.

مثال‌ها