écho mirage
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\e.ko mi.ʁaʒ\/
اسم
پژواک اشیای نامرئی یا ناشناخته ناشی از شرایط جوی خاص.
Mots liés
échogène
échoir
échoppe
échopper
échouage
échouement
échouer
écimage
écimer
éclaboussement
éclabousser
éclaboussure
éclair
éclair
éclairage
éclairant
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی