compensation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.pɑ̃.sa.sjɔ̃\/

اسم

  1. ایجاد تعادل بین دو چیز مکمل یا متضاد
  2. جبران خسارت یا ضرر با یک سود یا امتیاز
  3. تهاتر، تسویه دوجانبه بدهی و طلب
  4. پایاپای (مکانیزم تسویه خالص معاملات بین بانکی)
  5. جایگزینی در معامله سلف
  6. اصلاح اثرات آیرودینامیکی در فرامین هواپیما
  7. واکنش بدن برای جبران اثرات یک بیماری و حفظ تعادل فیزیولوژیک

مثال‌ها