forcer dans ses retranchements

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɔʁ.se dɑ̃ se ʁət.ʁɑ̃ʃ.mɑ̃\/

فعل

  1. به تنگنا انداختن کسی و وادار کردنش به ارائه آخرین استدلال‌ها یا توان.

مثال‌ها