POS
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pɔs\/
اسم
سندِ شهرسازی که منطقهبهمنطقه کاربریِ زمین و همهٔ محدودیتهای اداریِ حاکم بر آن را نشان میدهد.
Mots liés
posage
pose
posé
posé-décollé
pose-tubes
posément
poser
poser un lapin
poseur
poseur
poseuse
positif
positif
position
position identifiée
position intéressante
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی