mem
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\mɛm\/
اسم
گونهای از مِم
Mots liés
membrane
membrane clignotante
membraneux
membre
membré
membrer
membres
membru
membru
membrue
membrure
même
même
même
même
mêmement
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی