acon
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\a.kɔ̃\/
اسم
بارج کفتخت برای بارگیری و تخلیه کشتیها
قایق تخت برای حرکت روی گل و لای و آبهای کمعمق
مثالها
Le boucholeur plonge un pied sur la vase et de cette matière à demi fluide fait un point d'appui pour lancer son acon.
—
پرورشدهنده صدف یک پا را در گل و لای فرو میبرد و از این ماده نیمهسیال نقطه اتکایی برای پرتاب قایق تخت خود میسازد.
Mots liés
aconier
allège
aconier
aconit
aconitine
acons
acontias
acoquinant
acoquiné
acoquiner
Açoréen
açoréen
Açoréenne
Açores
acorie
Açorien
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی