souvenir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\su.və.niʁ\/

Conjugaison du verbe souvenir

فعل

  1. به یاد داشتن؛ یادآوری کردن
  2. به یاد آوردن، دوباره به ذهن آمدن، به خاطر سپردن
  3. (در se souvenir) خاطره نگه داشتن؛ به یاد آوردن
  4. (فقط در se souvenir استفاده می‌شود) کینه داشتن
  5. (فقط در se souvenir استفاده می‌شود) مراقبت کردن، مشغول بودن به چیزی

اسم

  1. خاطره؛ اثری که در حافظه می‌ماند
  2. خود توانایی حافظه
  3. شیئی که برای یادآوری مکان، چیزی یا کسی خریداری شده است
  4. هدیه تشکر یا خداحافظی
  5. آنچه از گذشته باقی مانده و آن را به یاد می‌آورد
  6. اتوبیوگرافی، خاطرات
  7. یادبود

مثال‌ها