impériale

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ɛ̃.pe.ʁjal\/

اسم

  1. امپریال (سکه طلای قدیمی)
  2. گنبد پیازی‌شکل یا تاجی‌شکل
  3. سایبان گنبدی تختخواب
  4. سقف گنبدی کالسکه
  5. طبقه بالای اتوبوس یا وسیله نقلیه (بدون سقف یا دوطبقه)
  6. تاج امپراتوری، لاله سرنگون (گل)
  7. نوعی آلوی درشت
  8. ریش امپریال (نوعی مدل ریش)
  9. بطری شراب شش لیتری
  10. نوعی بازی ورق فرانسوی قدیمی

صفت

  1. مفرد مؤنث impérial (امپراتوری)

مثال‌ها