hachée
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · صفت · /\a.ʃe\/
فعل
→ بنگرید به hacher
اسم
مجازات تحقیرآمیز و شرمآور مخصوص اشراف که در آن فرد مجبور میشد زین یا سگی را بر روی شانههای خود در انظار عمومی در مسیری مشخص حمل کند.
صفت
مفرد مؤنث صفت haché (خردشده).
Mots liés
hachées
hachement
hacher
hacher menu comme chair à pâté
hachereau
hachés
hachette
hacheur
hachis
hachisch
hachoir
hachure
hachurer
hacienda
hack
hacquebute
haddock
hadj
hadji
hadron
hafnium
hagard
hagiographe
hagiographe
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی