filament

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fi.la.mɑ̃\/

اسم

  1. نخ کوچک، رشته بلند و باریک مانند آنچه از پوست شاهدانه یا کتان کشیده می‌شود
  2. عنصر نورانی، باریک و دراز
  3. رشته نازک
  4. نخ باریک، اغلب فلزی، بخش فعال لامپ رشته‌ای
  5. رشته خورشیدی

مثال‌ها