espincher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛs.pɛ̃.ʃe\/

Conjugaison du verbe espincher

فعل

  1. نگاه کردن، خیره شدن، جاسوسی کردن

مثال‌ها