brûlant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\bʁy.lɑ̃\/

صفت

  1. داغ، سوزان؛ چنان داغ که تحمل‌پذیر نیست.
  2. سوزان، پرشور، آتشین (احساس).
  3. داغ، حساس، بحث‌برانگیز (موضوع).

اسم

  1. قهوه
  2. (پزشکی) سوزش سردل، ترش کردن؛ حس سوختن در مری.

مثال‌ها