قایق بزرگ مورد استفاده در بنادر برای حمل آذوقه و بار
قایق پارویی یا موتوری روی کشتی برای رسیدن به ساحل یا تخلیه مسافران
روکفش محافظ کفش در برابر برف و آب
فعل
اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ chalouper
سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ chalouper
اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ chalouper
سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ chalouper
دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ chalouper
مثالها
Jean Donnard et Pierre Kerhuon embarquaient les filets dans la chaloupe, amarrée au quai, près de la cale qu’ensanglantaient des débris de poissons fraîchement éventrés. — ژان دونار و پیر کرهوون تورها را در قایق که به اسکله نزدیک اسکلهای که با بقایای ماهیهای تازه شکمدریده خونآلود شده بود، بار میکردند.
Écopée, la barque avait été remise à flot et pendant que ses canotiers ramaient, la chaloupe de Laignel l'aidait à passer les mauvais rouleaux en la remorquant. — قایق آبکشیده شده بود و دوباره به آب انداخته شد و در حالی که قایقرانانش پارو میزدند، قایق لاینل با یدککشیدن به آن کمک کرد تا از امواج بد عبور کند.
Ce kayak, souple et léger, toujours enlevé sur le dos des lames, insubmersible, chavirable peut-être, […] peut résister et résiste, en effet, là où des chaloupes seraient immanquablement brisées. — این کایاک، نرم و سبک، همیشه بر پشت امواج بلند شده، غیرقابل غرق، شاید واژگونشدنی، […] در واقع میتواند مقاومت کند و مقاومت میکند، جایی که قایقها ناگزیر شکسته میشوند.