nervure

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\nɛʁ.vyʁ\/

اسم

  1. شبکه رگبرگ‌های هادی شیره در برگ یا گلبرگ.
  2. ساختار تقویت‌کننده غشای بال حشرات.
  3. برآمدگی‌های پشت جلد کتاب ناشی از عصب‌ها.
  4. نقش برجسته تزئینی روی لبه طاق یا گوشه سنگ.
  5. اسکلت داخلی بال هواپیما برای استحکام و شکل آیرودینامیک.
  6. چین‌خوردگی ورق فلزی برای افزایش سختی.
  7. نقوش موج‌دار طبیعی روی برخی سنگ‌ها.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nervurer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ nervurer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nervurer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ nervurer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ nervurer

مثال‌ها