paille

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\pɑj\/

اسم

  1. کاه؛ ساقه و خوشهٔ گندم، چاودار، جو، برنج و مانندِ آن پس از جدا کردنِ دانه.
  2. پوسته؛ پوشینهٔ دانه که با غربال یا بادبیزن جدا می‌شود.
  3. نی؛ لولهٔ کوچکی برای مکیدنِ نوشیدنی.
  4. در فلزکاری، ترکِ درونی؛ نقصِ جوش‌خوردگی در ریخته‌گری که قطعه را شکننده می‌کند.
  5. نقصِ درونیِ سنگِ قیمتی، به‌ویژه الماس، که از درخشش آن می‌کاهد؛ ترک.
  6. هیچ؛ چیزِ ناچیز؛ به طعنه، مبلغی هنگفت.
  7. خاکه، براده.
  8. میلهٔ فلزیِ متحرکی که از بالای ستونکِ مهارِ کشتی می‌گذرد تا طناب‌ها از آن در نروند.

صفت

  1. کاهی‌رنگ؛ زردِ روشن و درخشان. — #FEE347

مثال‌ها