تیغه، ورقه، صفحهٔ نازک؛ جسم پهن و کمضخامت (مانند ورق فلز).
(نساجی) نخ تخت طلایی یا نقرهای برای بافت پودِ پارچههای لامه.
لام (میکروسکوپ)؛ شیشهٔ نازکی که نمونه را برای مشاهدهٔ میکروسکوپی روی آن میگذارند.
(گیاهشناسی) تیغه، ورقه؛ بخش نازک و پهنی که برخی گیاهان را میپوشاند یا میسازد (مانند تیغههای زیر کلاهک قارچ).
(گیاهشناسی) بخش میانی گلبرگ، میان ناخنک و پهنک.
(کالبدشناسی) تیغهٔ مهره؛ بخش پهن و مسطح پشت مهره که زائدهٔ عرضی را به زائدهٔ خاری وصل میکند.
تختهباریکه؛ تختهٔ نازک چوبی (مانند تختهٔ پارکت).
تیغه، تیغ؛ بخش برندهٔ ابزار، سلاح سرد یا وسیله، برای بریدن، تراشیدن، خراشیدن و مانند آن.
شمشیرزن؛ مرد جنگی که شمشیر یا قداره به کار میبرد.
موج، خیزاب؛ موج بزرگ دریا که بهصورت پهنهای گسترده پیش میآید.
(شاعرانه) سنگ گور.
(تاروت) برگ تاروت؛ هر یک از کارتهای بازی تاروت.
(رایانه) سرور تیغهای؛ سرور تختی که بیخاموشکردن دستگاه در شاسی مشترکِ چند سرور جا زده میشود.
مثالها
L’ouvrier se sert d'une lame courte et tranchante, engagée dans un manche d’os, avec laquelle il pratique, au bas de l’arbre, une entaille circulaire et assez profonde pour arriver jusqu'à l’aubier. — کارگر از تیغهای کوتاه و تیز استفاده میکند که در دستهای از استخوان قرار گرفته و با آن در پایین درخت برشی دایرهای و نسبتاً عمیق ایجاد میکند تا به چوب سفید برسد.
L’écrasement du pus entre lame et lamelle permet de mieux visualiser les grains […] — فشردن چرک بین لام و لامل امکان مشاهده بهتر دانهها را فراهم میکند […]
Le poil étant focussé (1) avec le coulant à moitié tiré, en rentrant celui-ci, le poil se défocusse, mais le foyer (focus) de l’objectif s’allonge ce qui va nous permettre de baisser tout le système en nous servant de la crémaillère jusqu’à ce que nous apercevions les diatomées que nous avons placées sans ordre sur la lame de mica. — مو با کولیمانت نیمهکشیده فوکوس شده (۱)، با برگرداندن آن، مو از فوکوس خارج میشود، اما کانون (فوکوس) آبجکتیو کشیده میشود که به ما اجازه میدهد کل سیستم را با استفاده از دندانه تا جایی پایین بیاوریم که دیاتومههایی را که بدون نظم روی تیغه میکا قرار دادهایم ببینیم.
Les lames qui garnissent le chapeau des agarics. — تیغههایی که کلاهک آگاریکها را میپوشانند.
La lame vertébrale part de l’apophyse transverse et se dirige en arrière et en dedans pour rejoindre la lame vertébrale de l’autre côté et former une saillie médiane appelée apophyse épineuse. — لام مهرهای از زائده عرضی شروع میشود و به سمت عقب و داخل میرود تا به لام مهرهای طرف دیگر بپیوندد و برآمدگی میانی به نام زائده خاری را تشکیل دهد.
Lames de persienne, de jalousie : Planchettes assemblées dans les montants d’une persienne, d’une jalousie. — تیغههای کرکره، پرده: تختههای نازک که در چارچوب کرکره یا پرده مونتاژ شدهاند.