lame

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\lam\/

اسم

  1. تیغه، ورقه، صفحهٔ نازک؛ جسم پهن و کم‌ضخامت (مانند ورق فلز).
  2. (نساجی) نخ تخت طلایی یا نقره‌ای برای بافت پودِ پارچه‌های لامه.
  3. لام (میکروسکوپ)؛ شیشهٔ نازکی که نمونه را برای مشاهدهٔ میکروسکوپی روی آن می‌گذارند.
  4. (گیاه‌شناسی) تیغه، ورقه؛ بخش نازک و پهنی که برخی گیاهان را می‌پوشاند یا می‌سازد (مانند تیغه‌های زیر کلاهک قارچ).
  5. (گیاه‌شناسی) بخش میانی گلبرگ، میان ناخنک و پهنک.
  6. (کالبدشناسی) تیغهٔ مهره؛ بخش پهن و مسطح پشت مهره که زائدهٔ عرضی را به زائدهٔ خاری وصل می‌کند.
  7. تخته‌باریکه؛ تختهٔ نازک چوبی (مانند تختهٔ پارکت).
  8. تیغه، تیغ؛ بخش برندهٔ ابزار، سلاح سرد یا وسیله، برای بریدن، تراشیدن، خراشیدن و مانند آن.
  9. شمشیرزن؛ مرد جنگی که شمشیر یا قداره به کار می‌برد.
  10. موج، خیزاب؛ موج بزرگ دریا که به‌صورت پهنه‌ای گسترده پیش می‌آید.
  11. (شاعرانه) سنگ گور.
  12. (تاروت) برگ تاروت؛ هر یک از کارت‌های بازی تاروت.
  13. (رایانه) سرور تیغه‌ای؛ سرور تختی که بی‌خاموش‌کردن دستگاه در شاسی مشترکِ چند سرور جا زده می‌شود.

مثال‌ها