dehors

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · اسم · صوت · حرف اضافه · /\də.ɔʁ\/

قید

  1. بیرون؛ در فضای بیرون
  2. در دریای آزاد؛ دور از ساحل
  3. بیرونِ خط؛ خارج از محدوده

اسم

  1. بیرون؛ بخشِ بیرونیِ چیزی
  2. محوطهٔ بیرونی؛ خیابان، حیاطِ جلو و پارکِ وابسته به یک خانه یا قصر
  3. استحکاماتِ بیرونی؛ سازه‌های جدا افتادهٔ یک دژ
  4. ظاهر؛ نمودِ بیرونی (بیشتر به‌صورتِ جمع)
  5. حرکت منحنی روی پای داخلی (اصطلاح رقص)

صوت

  1. بیرون! گفته می‌شود وقتی می‌خواهیم کسی را از اتاقی بیرون کنیم
  2. بیرون! گفته می‌شود برای بیانِ اینکه می‌خواهیم از شرِّ چیزی خلاص شویم

حرف اضافه

  1. (کهنه) بیرونِ، خارج از

مثال‌ها