couché

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · صوت · /\ku.ʃe\/

صفت

  1. دراز کشیده، خوابیده (در بستر).
  2. خوابیده، مایل، خم‌شده.
  3. (کاغذ) گلاسه؛ پوشیده از چند لایه.
  4. درج‌شده، نوشته‌شده، ثبت‌شده (بر کاغذ و مانند آن).
  5. (نشان‌شناسی) خفته؛ دربارهٔ چهارپایی که با پاهای جمع‌شده زیر بدن نقش شده است.

فعل

  1. صورت اسم مفعول مذکر مفردِ (se) coucher.

صوت

  1. دستوری به حیوان برای دراز کشیدن (بخواب!).

مثال‌ها