از راهِ شورها تسخیر کردن؛ احساساتی که روح را چیره، آشفته و گمراه میکنند
(معنای ضعیف) کسی را داشتن: او را در خانهٔ خود داشتن و از همراهیاش لذت بردن
تسخیرِ تن و روحِ یک شخص، دربارهٔ دیو
رابطه جنسی داشتن.
مالکِ ذهن، شورها و رفتارهای خود بودن؛ نگذاشتن که شرایطِ ناگوار آشفتهاش کند
مثالها
On peut être marri, ou plutôt s’attrister du bien d’autrui, à cause que nous ne l’avons pas & que nous souhaiterions le posséder aussi bien que lui […] — میتوان از خوشی دیگران غمگین شد، یا بهتر بگوییم اندوهگین شد، چون ما آن را نداریم و آرزو میکردیم آن را هم مانند او داشته باشیم […]
Aucun riche ne possède plus que moi ce vieux chêne de Fontainebleau ou ce tableau du Louvre. Et ils sont plus à moi qu’au riche si je sais mieux en jouir. — هیچ ثروتمندی بیش از من آن بلوط کهن فونتنبلو یا آن تابلوی لوور را در اختیار ندارد. و آنها بیشتر از ثروتمند به من تعلق دارند اگر بهتر از او از آنها لذت ببرم.
Il y avait beaucoup, beaucoup de monde et tous m’admiraient parce que je suis maintenant riche à millions. Tous les millions que je possède je les ai mis dans un grand coffre, sous le tombeau de Charlemagne, à Aix-la-Chapelle. — جمعیت زیادی آنجا بود و همه مرا تحسین میکردند چون حالا میلیونر شدهام. تمام میلیونهایی که دارم را در صندوق بزرگی زیر مقبره شارلمانی در آخن گذاشتهام.
Terroir de clos honorés jusque sur les tables royales, l’Orléanais se vantait de posséder sa propre « façon de barillerie » qu’on pouvait reconnaître de Jargeau à Beaugency. — سرزمین تاکستانهای محترم حتی بر سر میزهای سلطنتی، اورلئانه به «شیوه بشکهسازی» خود میبالید که از جرژو تا بوژانسی قابل تشخیص بود.
Une blonde qui possédait des nichons et une nuque inoubliables a cru bon de venir rompre le silence de l’écran par une chanson où il était question de sa solitude. — بلوندی که سینهها و گردنی فراموشنشدنی داشت، مناسب دید که سکوت پرده را با آهنگی بشکند که در آن از تنهاییاش سخن میرفت.
Chaque hôpital possédait une tisanerie ; celle—ci dépendait de l’infirmerie du fort ; on y descendait par un petit escalier. — هر بیمارستان دارای یک دمنوشخانه بود؛ این یکی وابسته به درمانگاه قلعه بود؛ از پله کوچکی به آنجا پایین میرفتند.