en

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

حرف اضافه · ضمیر · قید · اسم · /\ɛn\/

حرف اضافه

  1. پس از برخی فعل‌ها: croire en Dieu = ایمان به خدا
  2. (جنس) از: en or = از طلا، طلایی
  3. در، به (مکان): en France = در فرانسه
  4. (حالت) به، در: en lambeaux = پاره‌پاره
  5. (اشتغال) در حالِ، درگیرِ
  6. (دگرگونی و تبدیل) به، بدل به: بدل شدن به گل = métamorphosé en fleur
  7. (شکل) به شکلِ
  8. (کشاورزی) زیرِ کشتِ
  9. (تقسیم) به: diviser en deux = دو قسمت کردن
  10. (پوشش) با، در: en uniforme = با اونیفورم
  11. (از نظرِ) در: bon en maths = خوب در ریاضی
  12. (مطابقت) طبقِ، به: en vérité = به‌راستی
  13. (شیوه) به، با: en deux mots = در دو کلمه
  14. (زبان) به: en français = به فرانسوی
  15. (مقصود) به: mettre en vente = به فروش گذاشتن
  16. (انگیزه و هدف) برای، به قصدِ
  17. (زمان) در: en hiver = در زمستان
  18. (وسیلهٔ سفر) با: en avion = با هواپیما
  19. (en + وجه وصفی) ساخت هم‌زمانی: en souriant = لبخندزنان
  20. (نادر) برای پرهیز از تکرار اسم
  21. به‌جای à la پیش از نام کشور و قاره (بدون حرف تعریف)

ضمیر

  1. از آن، از این (جانشین متمم با de): Je n'en sais rien = هیچ از آن نمی‌دانم
  2. (با عدد یا کمیت) از آن‌ها: J'en ai deux = دوتا دارم
  3. از آن (برای شخص به‌جای آن de lui یا d'elle می‌آید)

قید

  1. از آنجا: J'en viens = همین الان از آنجا می‌آیم

اسم

  1. پانزدهمین حرف الفبای سیریلیک، н

مثال‌ها