inquisitrice

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. قاضی زن در دادگاه تفتیش عقاید

صفت

  1. صفت مفرد مؤنث inquisiteur (بازجو/تفتیش‌گر)

مثال‌ها