citoyenne

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. زنی که عضو جامعه‌ای سازمان‌یافته است، از حقوق یکسان برخوردار است و از قوانین یکسان پیروی می‌کند
  2. زن ساکن شهر که از حق شهروندی برخوردار است
  3. لقبی که در برخی محافل، به ویژه در انقلاب فرانسه، به جای Madame به کار می‌رفت

صفت

  1. مؤنث مفرد citoyen

مثال‌ها