totale

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت

اسم

  1. برداشتن کامل رحم و واژن در موارد سرطان (هیسترکتومی کامل).
  2. آخرین مشکل یا بدشانسی بعد از یک سری مشکلات (نمک روی زخم).

صفت

  1. مؤنث مفرد total (کامل / کلی).

مثال‌ها