ecchymoser
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\e.ki.mo.ze\/
Conjugaison du verbe ecchymoser
فعل
کبود کردن، خونمردگی ایجاد کردن.
کبود شدن، دچار خونمردگی شدن.
مثالها
Des tissus peuvent être ecchymosés par des coups.
—
با ضربهها ممکن است بافتها کبود شوند.
Le membre trop serré s’ecchymosa.
—
عضو خیلی محکم بستهشده کبود شد.
Mots liés
Ecclésiaste
ecclésiastique
ecclésiastique
ecclésiastiquement
écervelé
écervelé
écervelé
écervelée
écervelée
écervelée
échafaud
échafaudage
échafauder
échalas
échalassement
échalasser
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی