échafauder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.ʃa.fo.de\/

Conjugaison du verbe échafauder

فعل

  1. نصب داربست هنگام ساخت یا تزئین ساختمان
  2. ساخت شتاب‌زده و بی‌نظم یک طرح یا نظریه بدون استحکام

مثال‌ها