calais

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ka.lɛ\/

اسم

  1. صفحه فلزی برای ثابت کردن تارهای فرش‌بافی
  2. سبد فروشندگان در بازارهای قدیمی پاریس
  3. دسته کاهو (چند بوته کاهو با هم)