calamus

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ka.la.my\/

اسم

  1. سرده‌ای از نخل با ساقه نازک که راتان می‌دهد
  2. آکوروس کالاموس، جونک معطر
  3. سرده‌ای از ماهیان داوبنِت، از راسته سوف‌ماهی‌سانان
  4. محور مرکزی پر پرنده
  5. گودال مثلثی بطن چهارم مغز